تحولات منطقه

اغراق نیست اگر بگوییم از میان نهادهای اجتماعی، ساده‌ترین سوژه‌ای که می‌توان نقدش کرد، درباره‌اش کتاب نوشت و به تعبیری فحش‌خور خوبی هم دارد، مدرسه و نظام آموزشی است.

راه حل مشکل معیشت معلمان کجاست؟ / مطالبات واقعی معلم باید مستند مطرح و مسئولانه پیگیری شود
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

اغراق نیست اگر بگوییم از میان نهادهای اجتماعی، ساده‌ترین سوژه‌ای که می‌توان نقدش کرد، درباره‌اش کتاب نوشت و به تعبیری فحش‌خور خوبی هم دارد، مدرسه و نظام آموزشی است. می‌شود از شهریه‌های بالای مدارس، نبود عدالت آموزشی، بساط پهن‌شده مافیای کتاب‌های کمک‌آموزشی و... گفت و نوشت و به سکوت مسئولان و شعارهای تکراری‌شان هم گوش داد! اما در وقت قضاوت، حساب معلم را باید از دستگاه پرعیب تعلیم و تربیت جدا کرد؛ که نماد نجابت و تاب‌آوری است و حرفه مقدسش را که به شغل و پیشه انبیا می‌ماند به ثمن بخس نمی‌فروشد؛ او که سال‌ها طعم تلخ تبعیض و بی‌عدالتی را چشیده، همچنان در مدرسه مانده و مسئولیت کلاس و دانش‌آموزان را رها نکرده است.
همین مقدمه و بهانه کافی است که بگوییم نمی‌شود به‌سادگی غرق در موج شنیده‌ها و ترند استعفای آن‌ها شد. با این‌حال ساده‌لوحانه است اگر بخواهیم تمام یا بخشی از واقعیت زندگی معلمان را زیر فرش پنهان کنیم.

وقتی از خجالت آب می‌شوند

وزیر آموزش و پرورش با اشاره به انتشار شایعه‌هایی درباره استعفای معلمان بیان می‌کند: در چند روز گذشته شایعاتی درباره استعفای معلمان منتشر شد، در حالی که حدود ۶۵۰هزار کلاس درس کشور با معلمان در حال اداره شدن است و چهار نفر که معلم نیستند و در جامعه معلمان نیز حضور ندارند مطلبی را منتشر کرده‌اند و نباید چنین مطالبی بدون بررسی، مورد پذیرش قرار گیرد.
علیرضا کاظمی می‌گوید: دشمن تلاش می‌کند با فضاسازی‌های مختلف به اهداف خود برسد و باید مراقب باشیم این مطالب در جامعه فرهنگیان و میان دانش‌آموزان و خانواده‌ها اثرگذار نشود.
علی فرهادی، سخنگوی وزارتخانه آموزش و پرورش نیز استعفای معلمان را شایعه خوانده و اظهار می‌کند: در شرایط فعلی، فضاسازی‌هایی درخصوص مدارس شکل گرفته که به دنبال تحت‌تأثیر قرار دادن جریان آموزش حضوری و تعطیلی این روند است؛ در حالی که بیشترین آسیب چنین شرایطی متوجه دانش‌آموزان خواهد بود.

نوک کوه یخ یا رفتار مد شده؟

با این حال نظرات کارشناسان درباره ادعای استعفای معلمان، متفاوت است؛ برای مثال محمدرضا نیک‌نژاد، کارشناس حوزه آموزش با اشاره به پیامدهای تورم و مشکلات اقتصادی بر سبد معیشتی فرهنگیان گفته است: «این تعداد از استعفاها مانند نوک کوه یخ است که از آب بیرون زده، یعنی فقط بخشی از معلمان در آموزش‌وپرورش هستند که دست به این کار زده‌اند، درحالی‌که تعداد بیشتری از جامعه معلم‌ها با مشکلات درآمدی و معیشتی مواجه هستند».این در حالی است که علی پورسلیمان، روزنامه‌نگار و مدیر صدای معلم گرچه وزیر آموزش و پرورش را به دلیل به‌کارگیری ادبیات سیاسی و دوقطبی کردن فضا و سخنگوی این وزارتخانه را به دلیل نداشتن تجربه لازم برای «اقناع» خبرنگاران و پاسخ‌های کلیشه‌ای‌اش به پرسش‌ها متهم می‌کند اما در واکنش به این موضوع می گوید: «چیزی که برای من اساساً قابل فهم و درک نیست این است چرا این نمایش «استعفای معلمان» به فرض در سال تحصیلی قبل رخ نداد و اکنون که مسئولان وزارت آموزش و پرورش اعلام کرده‌اند مدارس حضوری هستند و حتی در شدیدترین و سخت‌ترین وضعیت تعطیل نخواهند شد، این بازی استعفا به راه افتاده است؟
...پرسش من از کسانی که از حرفه معلمی استعفا کرده‌اند و جماعت کثیری که آن‌ها را حمایت روانی یا معنوی می‌کنند آن است که پاسخ دهند در سال تحصیلی گذشته، از ۹ ماه دقیقاً معلمان چند روز در کلاس‌ها حضور یافتند؟
البته این روزها «مد» شده هم مسئولان و هم مردم ریشه هرگونه نقص و کاستی را به «جنگ» و «شرایط جنگی» نسبت می‌دهند، اما آیا کشورهایی که در حال حاضر آن‌ها هم به نوعی درگیر جنگ و تبعات آن هستند مدارس خود را مانند ما بی‌حساب و کتاب تعطیل می‌کنند یا در تجربه دوران کرونا کدام کشور در دنیا، مدارس را مانند ایران بیش از دو سال تعطیل کرد؟ کدام معلم و فرهنگی در این مدت به تعطیلی مدارس اعتراض جدی کرد؟ آیا معلمی استعفا کرد؟ آن‌گونه که از کلیپ‌ها و روایت‌ها برمی‌آید، ریشه این‌گونه کنش‌ها را معیشتی و اقتصادی معرفی می‌کنند که البته سخن حق و درستی است؛ اما پرسش این است آیا وضعیت کارمندانی که مشمول «قانون مدیریت خدمات کشوری» هستند از معلمان بهتر است؟ و پرسش دیگر اینکه آیا کسی که از حرفه معلمی استعفا می‌کند پیش از ورود به این حرفه، وضعیت و شرایط آن را مطالعه کرده یا آنکه به اصطلاح «الله بختکی» وارد آن شده است؟
آیا کسانی که از معلمی استعفا کرده‌اند از شرایط و وضعیت «آگاه» نبودند یا آنکه فکر می‌کردند در میانه کار ممکن است «معجزه‌ای» یا «تحول خاصی» رخ دهد و وضعیت از این رو به آن رو شود؟ آیا اگر در حرفه‌ای حساس و راهبردی مانند «معلمی» شرایط سخت باشد، باید «ماند» و آن را با «کنشگری» و «مطالبه‌گری»، «اصلاح» کرد یا آنکه از آن «فرار» کرد؟».

معلم استعفا نمی‌کند

عضو کمیسیون آموزش دیده‌بان شفافیت و عدالت به ما می‌گوید: من تمام فشارهایی را که بر معلمان وارد می‌شود، از تنگناهای اقتصادی تا مسائل مربوط به رتبه‌بندی و مشکلات دیگر، قبول دارم؛ با این حال، احساس می‌کنم معلم استعفا نمی‌کند.
علی امرایی، ادامه می دهد: کسانی که وارد دانشگاه فرهنگیان می‌شوند یا از طریق ماده ۲۸ به استخدام درمی‌آیند، معمولاً از نگاه صرفاً مالی به این حرفه صرف‌نظر کرده‌اند؛ زیرا نمی‌توان انتظار مالی بالایی از معلمی داشت. آنان اغلب از روی عشق و علاقه، این شغل را انتخاب می‌کنند. من افراد زیادی را می‌شناسم که با ما تماس می‌گیرند و می‌گویند اگر مدارس غیرانتفاعی امکانش را داشته باشند، آماده‌اند فی‌سبیل‌الله و بدون دریافت هیچ مبلغی تدریس کنند. به همین دلیل، احساس می‌کنم مطرح‌کردن موضوع به این شکل و با عنوان «استعفای معلمان» شاید درست نباشد. باید بر اصل مسئله تمرکز کنیم.

دوشغله‌بودن معلمان؛ یک آسیب اجتماعی

عضو کمیسیون آموزش دیده‌بان شفافیت و عدالت اظهار می‌کند: وزارت آموزش‌وپرورش ورودی و خروجی دارد. خروج از این وزارتخانه معمولاً از طریق بازنشستگی صورت می‌گیرد، مگر اینکه فرد به دلایل دیگری مانند بازخرید یا استعفا خارج شود. ما می‌توانیم براساس قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات، از وزارتخانه بخواهیم تعداد خروجی‌های خود را به تفکیک بازنشستگی، استعفا، اخراج و بازخرید اعلام کند. برای مثال، اگر امسال ۲۰هزار نفر بازنشسته شده‌اند، تعداد آنان و سایر موارد خروج باید مشخص باشد. شما می‌توانید همین امروز این درخواست را در سامانه ثبت کنید. وزارتخانه مکلف است در ۱۰ روز، پاسخ دقیق را در اختیار رسانه شما قرار دهد و پاسخ‌ندادن نیز تخلف اداری بوده و تبعات قانونی دارد. آمار رسمی وزارت آموزش‌وپرورش می‌تواند ابعاد این موضوع را روشن کند. اینکه پنج معلم استعفا کرده‌اند یا نه، به‌تنهایی دردی از کشور دوا نمی‌کند. باید بررسی کنیم چرا چنین بحثی مطرح شده و چه مسئله‌ای موجب شده معلم به استعفا فکر کند. نگاه ما این است معلمان زیر فشار هستند و متأسفانه این قشر که مسئولیت تعلیم و تربیت فرزندان این کشور را بر عهده دارد، با چنین مشکلاتی دست‌وپنجه نرم می‌کند. باید راه‌حل ارائه دهیم و هرکس راهکاری دارد، آن را مطرح کند. به‌جای تمرکز بر اینکه این حرف درست است یا نه، از چه کسی شکایت کنیم و چه کسی معلم هست یا نیست، باید به اصل مسئله بپردازیم. معلمان ما به برنامه شاد دسترسی دارند و می‌توان با نظرسنجی و بررسی، مطالبی را که در جامعه منتشر می‌شود، صحت‌سنجی کرد.
من نمی‌خواهم صرفاً به درست یا نادرست‌بودن این روایت‌ها بپردازم؛ می‌خواهم بر این نکته تأکید کنم که معلم ما به شادابی، تندرستی، رفاه اقتصادی و آرامش نیاز دارد. باید تمام توان خود را به‌کار بگیریم تا معلم، پیش و پس از حضور در کلاس، دغدغه‌ای جز آموزش و تربیت فرزندان ما نداشته باشد.

سخن پایانی آنکه

فضای مجازی، جایی برای دیده شدن است. آینه‌ای کدر از انعکاس لحظه‌هایی که گاه حال آدم را خوش و گاه ناخوش می‌کند. می‌شود با ساختن شایعات، روایات جعلی و موج‌سواری روی رنج‌های دیگران، با هدف به تعطیلی کشاندن مدارس، اضطراب و بی‌اعتمادی را در میان دانش‌آموزان و خانواده‌ها گسترش داد.
اما اجازه بدهیم در این روزهای پرالتهاب، چرخ نظام آموزشی با همین دور پرعیب و کند خود بچرخد و مطالبات واقعی معلمان نیز از مسیر مستند و مسئولانه پیگیری شود.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha